| |
 |
|
شریعتی علیه شریعتی ـ شش نسل فرزندان شریعتی
ـ (12 مرداد 87)
|
|
|
نگارش محمد قوچانی.
|
|
برگرفته از محمد قوچانی، «سه اسلام» (تهران، سرایی، 1385)، گفتار دوم از فصل پنجم. |
ما یک شریعتی نداریم. شریعتیها داریم. شریعتیهایی که با هم میجنگند. شریعتی که مذهب علیه مذهب را چون جوهر همهی آثارش قرار داده بود، اینک خود در چنبره چنین موقعیتی قرار گرفته است. اکنون این شریعتی است که علیه شریعتی به پا خاسته است. «ادامه مطلب»
|
|
|
| |
 |
|
قبض و بسط پراتیک سروش ـ گذاری بر سیر فکری عبدالکریم سروش، از ابتدا تا سال 1383
ـ (08 مرداد 87)
|
|
|
نگارش محمد قوچانی.
|
|
برگرفته از محمد قوچانی، «سه اسلام» (تهران، سرایی، 1385)، گفتار اول از فصل پنجم. |
سروش که سالیان اخیر را در سفری مدام سپری میکند، بیش از همهی این سالها، سال 82 را در ایران گذراند تا نه فقط حق از کف رفتهی بانفوذترین فیلسوف ایران امروز ادا شود، که در این زمانهی بحران تئوری و عمل روشنفکران دینی، دگربار استاد اعظم و مدرس اعلم اصلاحطلبان، از گوشهای برون آید و راه برونرفت را نشان دهد. «ادامه مطلب»
|
|
|
| |
 |
|
آیا به روشنفکری دینی نیازی هست؟
ـ (03 مرداد 87)
|
|
|
نگارش مریم آزاد.
|
|
برگرفته از وبلاگ «فلسفه یعنی رنج». |
آیا میتوان مقولهای به نام روشنفکری دینی را جدی گرفت؟ آیا روشنفکران دینی شخصیت و تشخص هویتیشان را از جامعهی عقلمحور گرفتهاند؟ از همه مهمتر، آیا ما باید برای رسیدن به مدرنیتهای ایرانی «روشنفکری»ای از نوع ایرانی داشته باشیم؟ و آیا لازمهی این روشنفکری، سکولار بودن است؟ «ادامه مطلب»
|
|
|
| |
 |
|
تقابل نگرش نصر و سروش
ـ (03 مرداد 87)
|
|
|
نگارش مریم آزاد.
|
|
برگرفته از وبلاگ «فلسفه یعنی رنج». |
این نوشتار به بهانهی جایزهای که اخیراً دکتر نصر دریافت نمودهاند و همچنین همایشی که برای نقد و بررسی اندیشههای دکتر سید حسین نصر در تاریخ 16/2/1387 در دانشکدهی فنی دانشگاه تهران ایراد شد، تدوین شده است. «ادامه مطلب»
|
|
|
| |
 |
|
بررسی تطبیقی آرای مرتضی مطهری و آیزایا برلین درباره عقل و آزادی
ـ (02 مرداد 87)
|
|
|
|
|
برگرفته از کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت. |
هر دو، آزادي را آرمان تاريخي و طبيعي بشر تلقي كرده و تلاش انسانها و جوامع در دست يافتن آن را ميستايند. اما برلين غرب جديد را مبدأ آزادي سياسي ميداند. مطهري پيوندي نيرومند ميان اديان الهي خاصه دين اسلام با آزادي سياسي - اجتماعي برقرار ميسازد. «ادامه مطلب»
|
|
|
| |
 |
|
|
| |
 |
|
در دفتر دل ـ گفتگو با علامه حسن زاده آملی
ـ (29 تیر 87)
|
|
|
نگارش محمد بدیعی. ارسالی آقای ناصر باغبان (ایمیل)
|
|
برگرفته از سایت کتاب نیوز. |
این کتاب است که بهترین سبب و وسیله برای رسیدن این آرمانهای ارزشمند دنیوی و اخروی است. بدین لحاظ، کتاب در اجتماع، موقعیت و اهیمت بسزایی دارد و ارباب قلم نیز دارای وظیفهای بسیار خطیر و سنگین هستند... «ادامه مطلب»
|
|
|
| |
 |
|
|
| |
 |
|
در ستایش عشق زمینی
ـ (27 تیر 87)
|
|
|
نگارش دکتر عبدالکریم سروش.
|
|
برگرفته از فصلنامه مدرسه، شماره سوم، اردیبهشت 1385. |
در فرهنگ ما مسألهی زن همیشه واجد پیچیدگی ناهنجار و دلآزار و نفاقآلودی بوده است. از سویی سخن دربارهی عشق به زن تحریم شده بود و از سویی دیگر در دل و نهان بیشترین وقت و انرژی را از مردان ما میستاند.
من تصور میکنم کمتر جامعهای در جهان باشد که مسألهی زن اینقدر که برای جامعهی ما حساس است، در آن اهمیت داشته باشد و در عین حال، اینهمه در مورد آن پردهپوشی رسانهای ظاهرسازانه صورت گیرد و چنان وانمود شود که گویی مسأله حل شده است. «ادامه مطلب»
|
|
|
| |
 |
|
ارزشها و روشها ـ پاسخی به نقد مرتضی مردیها بر بابک احمدی
ـ (27 تیر 87)
|
|
|
نگارش محمد منصور هاشمی.
|
|
برگرفته از فصلنامه مدرسه، شماره ششم، تیر 1386. |
در شمارهی پنجم ماهنامهی مدرسه، مقالهای منتشر شده است از آقای مرتضی مردیها در نقد مقالهی آقای بابک احمدی در شمارهی پیشتر همان نشریه. نوشتهی آقای مردیها، هرچند مانند برخی از دیگر نوشتههای ایشان بحثانگیز است، امّا به تصور من به خلاف آنها در بر دارندهی بصیرتی نیست و اساساً بر مبنای درستی استوار نشده و پیش نرفته است. نوشتهی حاضر نقد مقالهی ایشان است بر اساس این تصور. در نقد مدعاهای اصلی، مقالهی ایشان را به شش نکته تقسیم کردهام (در این تقسیمبندی کوشیدهام مدعاها را به ترتیب از کوچکتر و جزییتر به بزرگتر و کلیتر سامان دهم) و پس از طرح هر نکته و حتیالمقدور نقل عین سخن ایشان، در آن باره به بررسی آن پرداختهام. «ادامه مطلب»
|
|
|
| |
 |
|
علی (ع) و ایرانیان
ـ (25 تیر 87)
|
|
|
نگارش محسن حيدرنيا. ارسالی خانم فاطمه اسکندری (ایمیل)
|
|
برگرفته از ماهنامه موعود، شماره 89. |
در این مقاله از رشتة تعلقات و آشناییهای ایرانیان با علی همچون، مدارا در اخذ خراج از ایرانیان ـ چه در زمان پیامبر كه به یمن گسیل شد و گروهی از ایرانیان در آنجا مقیم بودند و چه در زمان خلافت خویش ـ خونخواهی آن حضرت از هرمزان ایرانی، اجرای عدالت در تقسیم بیتالمال میان عرب و عجم و از جمله ایرانیان در زمان خلافت، حمایت ایرانیان از علی در جنگ جمل سخن رفته است. «ادامه مطلب»
|
|
|
| |
 |
|
آنچه روشنفکری دینی نیست ـ مقاله ارائه شده به سمینار دین و مدرنیته
ـ (22 تیر 87)
|
|
|
نگارش دکتر عبدالکریم سروش.
|
|
برگرفته از سایت رسمی دکتر عبدالکریم سروش. |
روشنفکری دینی طریقت روشنفکران دیندار است. مدرسه ای فکری است که هم از تجربه بشری بهره می جوید هم از تجربه نبوی. و هیچکدام را در پای دیگری قربانی نمی کند و معتقد است که وحی کهن در دوران مدرن, همچنان چیزهای فراوان برای گفتن و آموختن دارد و انبان افادتش تهی نشده است. روشنفکری دینی را به فرقه یی مذهبی یا حزبی سیاسی فروکاستن جفاست گرچه استعداد آن را دارد که در دو عرصه سیاست و دیانت دگرگونی های عظیم بیافریند. «ادامه مطلب»
|
|
|
| |
 |
|
افلاطون و حکمت مکتوب
ـ (22 تیر 87)
|
|
|
|
|
برگرفته از دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر واژه «افلاطون». |
افلاطون حقیقت گفته شده را بر حقیقت نوشته شده برتری میداد و از این که مطالب عالی فلسفی به دست عوام بیافتند، نگران بود... با وجود این، حدود پنجاه سال مینوشت... «ادامه مطلب»
|
|
|
| |
 |
|
انتظارات دانشگاه از حوزه
ـ (20 تیر 87)
|
|
|
نگارش دکتر عبدالکریم سروش.
|
|
برگرفته از «فربهتر از ایدئولوژی»، دکتر عبدالکریم سروش (تهران، مؤسسه فرهنگی صراط، 1372). |
از جهات مختلف میتوان به دانشگاه و حوزه نظر کرد و من برجستهترین وجود آنها را در نظر میگیرم که جنبهی تعلیمی بودن آنهاست. دانشگاه یک مدرسه است و حوزهی علمیهی قم یا نجف و یا مشهد هم مدرسهاند و در درجهی اوّل اینها به کار تعلیم میپردازند. مهمترین محتویات آنها شاگرد و معلم و کتابهای درسیاند. هر دو تاریخ و سنت طولانی دارند. حوزه البته، در جامعهی دینی ما، سنت بسیار طولانی دارد و از مواریثی است که از قرنها پیش به جا مانده است. ولی دانشگاه در کشور ما، به صورتی که امروز وجود دارد، از عمرش یک قرن هم نمیگذرد. سوابقی در دوران قاجار داشته است و قبل از آن هم تقریباً چیزی که مشابهت با دانشگاه امروزی داشته باشد، نداشتهایم. یک عنصر وارداتی است که ابتدا در جای دیگر تولد یافته و روییده و بزرگ شده است و بعد ما آن را آوردهایم و در اینجا کاشتهایم و زیر سایهی دلپذیرش نشستهایم. «ادامه مطلب»
|
|
|
| |
 |
|
نقد دینداری
ـ (20 تیر 87)
|
|
|
نگارش دکتر محمدجواد لاریجانی.
|
|
برگرفته از «نقد دینداری و مدرنیسم»، محمدجواد لاریجانی (تهران، اطلاعات، 1383). |
من دینی را اصیل میدانم «در مقابل مصلحتی، فرهنگی!» که «متدین» بدان، از دغدغهی حقیقت به آن راه یافته باشد و آن دین تاب مقاومت در مقابل نقّادی حقیقتجویانه را آورده باشد! دینی که به نقیض خود عرضه شده و از معرکه، سرافراز و پیروز و سربلند بیرون آمده باشد؛ نه دینی که همانند ارثیهی «پدربزرگ» فقط دست به دست گشته باشد و نقش ما هم صرفاً انبارداری باشد! «ادامه مطلب»
|
|
|
| |
 |
|
تفکر فلسفی
ـ (20 تیر 87)
|
|
|
نگارش دکتر محمدجواد لاریجانی.
|
|
برگرفته از «نقد دینداری و مدرنیسم»، محمدجواد لاریجانی (تهران، اطلاعات، 1383). |
عدهای از اخوانالصّفا و خلاّنالوفا از این بندهی حقیر و عبد ذیل در بارگاه ربوبی خواستند که به صورت مختصر، بحثی دربارهی حقیقت کاوشهای فلسفی و مسائل اصلی آن، و همچنین نحوهی تأثیرپذیری فلسفه از فرهنگ و دین، ارائه دهم. به نیت مفید بودن، اجابت نمود. «ادامه مطلب»
|
|
|
| |
 |
|
حکومت و مرز مشروعیت
ـ (18 تیر 87)
|
|
|
نگارش دکتر محمدجواد لاریجانی.
|
|
برگرفته از «نقد دینداری و مدرنیسم»، محمدجواد لاریجانی (تهران، اطلاعات، 1383). |
بحث ما در مقولهی فلسفهی سیاسی است و البته دربارهی یکی از مهمترین مسائل فلسفهی سیاسی. از این بحث فلسفی استفادههای عملی بسیار قابل حصول است و لذا با مسائل خط و خطوط سیاسی و مسائل جاری تماس پیدا میکند... «ادامه مطلب»
|
|
|
| |
 |
|
|
| |
 |
|
یورش فرهنگی
ـ (16 تیر 87)
|
|
|
نگارش دکتر سید عطاءالله مهاجرانی.
|
|
برگرفته از مقدمه کتاب «نقد توطئه آیات شیطانی». |
آنهایی که گمان میکنند تهاجم فرهنگی یعنی ساکت کردن متفکرین خودی. خوب است از خواب خوش بیخبری برخیزند و ببینند که دشمنان اندیشه دینی چه کسانی اند. «ادامه مطلب»
|
|
|
| |
 |
|
بحران اروندرود در اردیبهشت 1348
ـ (16 تیر 87)
|
|
|
نگارش سپهبد فریدون سنجر.
|
|
برگرفته از خسرو معتضد: «سپهبد بختیار، سایه سنگین شاه» (تهران، علمی، 1378)، ص733. |
عراق اولتیماتوم داده بود که چون طبق قرارداد 1937 شطالعرب به عراق تعلق دارد، بنابراین، همهی کشتیها، منجمله کشتیهای ایرانی، هنگام عبور از این آبراه مرزی، باید پرچم عراق را بر فراز دکل خود به اهتزاز درآورند... «ادامه مطلب»
|
|
|